محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

24

آيين شهردارى ( فارسى )

حسن بصرى از پيامبر ( ص ) نقل كرد كه گفت : برترين شهيدان امت من كسى است كه به مخالفت پيشواى جاير برخيزد و او را امر به معروف و نهى از منكر كند و به دست وى كشته شود كه شهيد است و جايگاه او در بهشت ميان حمزه و جعفر است . « 1 » از احمد بن ابراهيم مقرى روايت شده است كه گفت : ابو الحسن نورى مردى كم‌سخن بود و از چيزى بيهوده نمىپرسيد و جز از آنچه نيازمند بود تفحص نمىكرد و چون كار زشتى را مىديد ، اگرچه در آن خطر هلاك بود ، از آن منع مىكرد . روزى به آبشخورى به نام مشرعهء فحامين آمد تا وضو سازد . زورقى ديد محتوى سى خم كه روى آنها باقير « لطف » نوشته بودند چون آن نوشته را خواند وى را ناپسند آمد . چه در بازرگانى و داد و ستد كالايى به نام « لطف » نديده بود . به ملاح گفت : اين خمها چيست ؟ جواب داد ترا چه رسد ، دنبال كار خود برو . نورى را بدين جواب شوق دانستن زيادت شد گفت : دوست دارم كه محتواى اين خمها را بدانم ملاح گفت : به خدا تو صوفيى فضول هستى . شراب است ، از آن معتضد كه بدان مجلس خود را تكميل مىكند . نورى پرسيد كه قطعا شراب است ؟ گفت : آرى . گفت : كلوخى به من ده . ملاح خشمناك شد و به غلامش گفت : كلوخى به وى ده تا ببينم چه مىكند ! نورى كلوخ را برگرفت و به زورق رفت و يكى يكى خم‌ها را مىشكست تا يك خم باقى ماند و ملاح استغاثه مىكرد تا صاحب جسر كه موسى بن افلح بود به زورق نشست و نورى را بگرفت و او را نزد معتضد برد . مردم بر آن بودند كه وى را خواهد كشت ، زيرا شمشير معتضد پيش از سخنش بود . ابو الحسن نورى گويد : بر معتضد درآمدم و او را ديدم كه بر تختى آهنين نشسته و به دستش گرزى است كه آن را مىجنباند . چون مرا ديد

--> ( 1 ) - قال رسول اللّه ( ص ) : « افضل شهداء امتى رجل قام الى امام جائر فأمره بالمعروف و نهاه عن المنكر فقتله على ذلك فذلك الشهيد منزلته فى الجنة بين حمزة و جعفر »